کد خبر: ۱۳۹۹۶
۰۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۰۰
پنجره فولاد یادگار شاهرخ تیموری در حرم مطهر رضوی

پنجره فولاد یادگار شاهرخ تیموری در حرم مطهر رضوی

به جز آثار به‌جای‌مانده از گوهرشادبیگم در حرم امام‌رضا(ع)، از همسر او نیز آثاری به یادگار مانده است که «پنجره فولاد زرکوب» یکی از نمونه‌های آنهاست. پنجره‌ای فولادی که توسط خود شاهرخ، حاکم تیموری، به حرم‌رضوی اهدا شده است.

«پسر کو ندارد نشان از پدر»؛ این مَثَل شاید برای شاهرخ تیموری صدق کند. شاهزاده گورکانی که میراث‌دار تاج و تخت پدرش شد، اما تنها در علاقه به هنر با او مشترک بود. شاهرخ تیموری، حکومت تیمور لنگ را به ارث برد، اما در حکومت‌داری راهی متفاوت از پدرش را در پیش گرفت تا در سایه حکومت با ثبات او، بستری برای شکوفایی هنرمندان، ادیبان و دانشمندان فراهم شود.

حاکمی خردمند که به جای گسترش قلمرو و جنگ و خون‌ریزی بر ترویج ادب و هنر متمرکز شد و یکی از شهر‌های مورد توجه او و درباریانش مشهدِ امام رضا (ع) بود؛ جایی که هدایایی را نیز به آن تقدیم کرد. یادگار‌هایی که امروز در موزه آستان قدس رضوی همچنان وجود دارد.

 

وارث خودخوانده چنگیز

تاریخ‌نگاران از تیمورلنگ با عنوان «جهانگشای بزرگ» یاد می‌کنند، اما برای ما ایرانیان که خاک کشورمان پایمال سم اسبان سپاهیانش شده نام او یادآور ویرانی و کشتار است؛ «تیمور لنگ»، معروف به امیر تیمور یا تیمور گورکانی که با فتح سرزمین‌های بسیار در آسیا، امپراتوری تیموری را بنیان گذاشت.

تیمور فرزند خانواده‌ای از نوادگان ایل گورکانی بود که در اوایل قرن هشتم خورشیدی در نزدیکی سمرقند به دنیا آمد؛ زمانی که امپراتوری مغولِ چنگیزی از هم پاشیده بود و عملا قدرتی مرکزی در این قلمرو گسترده وجود نداشت. در این دوره در منطقه آسیای میانه و ایران، حکومت‌های ضعیفی مانند جلایریان، مظفریان، سربداران و قره‌قویونلو‌ها به ترتیب در محدوده عراق و غرب ایران، فارس و کرمان، خراسان و آذربایجان حکومت می‌کردند و دائما باهم درگیر جنگ بودند.

این خلأ قدرت بهترین فرصت برای تیمور گورکانی بود تا به جاه‌طلبی‌هایش جامه عمل بپوشاند. زیرا با اینکه او مستقیما از نسل تیمور نبود، اما خودش را وارث چنگیز می‌دانست. تیمور لنگ در میانه این قرن فتوحات خونین و بی‌رحمانه‌اش را آغاز کرد و با قدرت نظامی فوق‌العاده‌ای که داشت بر بخش‌های بزرگی از ایران، آسیای میانه، قفقاز، هند، بین‌النهرین و آناتولی چیره شد.

 

حاکمی خشن که به هنر علاقه‌مند بود

شاید در برخی مناطق آسیای میانه، از او به عنوان قهرمان یا منجی یاد کنند، اما در حافظه تاریخی ایرانیان، تیمور لنگ بیش از هر چیز به‌عنوان یک فاتح خشن و ویرانگر شناخته می‌شود. لشکریان تیمور به هر شهری از ایران که رسیدند آن را ویران کردند، در شیراز، تبریز و ری از کشته پشته ساختند و در اصفهان از جمجمه‌ها مناره! اما نه تیمور و نه سربازانش نتوانستند تمدن و فرهنگ ایران را نابود کنند و این حاکم تیموری سرانجام برای تقویت حکومتش به سراغ نخبگان و دیوان‌سالاران ایرانی رفت.

تیمور گورکانی حاکمی خشن و به شدت مستبد بود، اما نکته جالب توجه و کمتر شنیده شده درباره او، علاقه‌اش به هنر و معماری است. علاقه‌ای که سبب شد در هنگام فتوحات نظامی‌اش، هنرمندان و صنعت‌گران از خشونت‌های مستقیم در امان بمانند. یکی از سیاست‌های او در دوران حکومتش ترویج هنر و علم بود و برای این منظور، شاعران، معماران و دانشمندان زیادی را از ایران به سمرقند برد.

در دوره پسر او شاهرخ شاه سبک خاصی از معماری بنیان نهاده شد که بعد‌ها به نام «مکتب هرات» مشهور شد. نگارگری و خوش‌نویسی نیز از جمله هنر‌هایی بود که در دوره او شکوفا شدند. توجه تیمور لنگ به ارزش‌های هنری و معماری و احیای آنها شاید تنها نقطه اشتراک او با جانشینش یعنی شاهرخ تیموری باشد؛ فرزندی که برخلاف پدر شیوه دیگری برای حکومت انتخاب کرد.

 

جانشینی با رویکرد متفاوت روی کار آمد

با مرگ تیمور در ۷۸۳ خورشیدی، هرج و مرج و نزاع داخلی گریبان امپراتوری عظیم او را گرفت؛ چراکه جانشینانش بر سر تصاحب قدرت جدال کردند. در این میان چهارمین پسر امیر تیمور، شاهرخ میرزا توانست بخش‌های مرکزی و شرقی قلمرو پدرش را تحت فرمان خود درآورد.

شاهرخ میرزا برخلاف تیمور نه جنگ‌طلب بود و نه خون‌ریز و در دوران حکومتش تمرکز را بر ثبات سیاسی و اقتصادی گذاشت

هرچند شاهرخ با حضور در لشکرکشی‌های پدرش تجربه‌های نظامی خوبی به دست آورده بود، اما شیوه حکومتی کاملا متفاوتی نسبت به تیمور در پیش گرفت. شاهرخ میرزا بر خلاف امیر تیمور نه جنگ‌طلب بود و نه خون‌ریز و در دوران حکومتش، به عنوان یک حاکم خردمند، تمرکز خود را بر ثبات سیاسی، بازیابی اقتصادی و شکوفایی فرهنگی گذاشت.

شاهرخ تیموری پس از مرگ تیمور، سیاستی مبتنی بر ثبات، آرامش و بازسازی در پیش گرفت. او با کنار گذاشتن فتوحات گسترده، تمرکز حکومت را بر سامان‌دهی امور اداری، رونق تجارت و حمایت از علم و فرهنگ قرار داد. چنان‌که بسیاری از مورخان معتقدند که اگر تیمور بنیان‌گذار سیاسی امپراتوری بود، شاهرخ بنیان‌گذار واقعی یک دولتِ پایدار و فرهنگی بوده است؛ دورانی که از آن به عنوان قرن طلایی تیموری و دوره احیای علم و دانش شناخته می‌شود.

 

دربار شاهرخ مأمن هنرمندان و دانشمندان بود

نوادگان تیمور گورکانی، مسیر متفاوتی از جدشان در پیش گرفتند و نحوه حکمرانی آنان، دولت تیموری را به یکی از درخشان‌ترین دوره‌های فرهنگی جهان اسلام تبدیل کرد. در میان آنان، شاهرخ تیموری و پسرش بایسنقر میرزا نقشی تعیین‌کننده در این شکوفایی ایفا کردند.

یکی از مهم‌ترین اقدامات جانشین تیمور، انتقال پایتخت از سمرقند به هرات بود؛ شهری که با حضور علما، شعرا، فقها، دانشمندان و هنرمندان مورد حمایت او به قلب فرهنگی و هنری آن دوره در قلمرو اسلام تبدیل شد.

شاهرخ بیش از تمایل به جنگ و کشورگشایی، به پیشرفت جامعه از طریق هنر، علم و مشاوره با حکیمان و دانشمندان علاقه داشت. او در دربار خود از شاعران، خطاطان، فلاسفه، ریاضی‌دانان و معماران حمایت کرد و در دوره او ادبیات، معماری، نقاشی، علوم و فلسفه در گستره وسیعی از خراسان تا ماوراءالنهر شکوفا شد.

یکی از مهم‌ترین دستاورد‌های فرهنگی این دوره، مدرسه‌ها و کتابخانه‌های غنی بود که در پایتخت تازه‌تأسیس یعنی هرات شکل گرفتند. در این مراکز، آثار هنری و علمی گرد آمده و به الگو‌هایی برای نسل‌های بعدی تبدیل شدند. همچنین کتاب‌های مصور، نسخه‌های خطی نفیس و آثاری در زمینه علوم و فلسفه در همین دوره به تولید رسیدند و بسیاری از این آثار، بعد‌ها الهام‌بخش فرهنگ اسلامی شدند.

شاهرخ همچنین به زبان و ادبیات فارسی اهمیت ویژه‌ای داد و باعث شد زبان فارسی در دربار تیموری به شکلی برجسته‌تر مطرح شود، موضوعی که سبب تقویت بستر فرهنگی فارسی‌زبان در سراسر منطقه شد.

 

خانواده هنردوست شاهرخ تیموری

فرزند او بایسنقر میرزا هم که قدم جای پای پدر گذاشته بود، شاهزاده‌ای فرهنگ‌دوست، شاعر، خوش‌نویس و حامی بزرگ هنر بود. کارگاه‌های هنری تحت حمایت او در هرات به مراکزی برای شکوفایی نگارگری، خوش‌نویسی و کتاب‌آرایی بدل شده بودند. نسخه مشهور شاهنامه بایسنقری که از نفیس‌ترین آثار تاریخ هنر ایران است، حاصل همین دوره است.

از میان همسران شاهرخ نیز گوهرشاد بیگم، شناخته‌شده‌ترین آنها محسوب می‌شود؛ زنی سیاست‌مدار و آگاه که نقشی فعال و مؤثر در حمایت از هنرمندان، معماران و اهل قلم داشت و از مهم‌ترین حامیان شکوفایی فرهنگی دوره تیموری بود. گوهرشاد با تأسیس بنا‌های مذهبی و آموزشی، به‌ویژه مسجد گوهرشاد در مشهد، فرصت کار و خلاقیت را برای معماران، کاشی‌کاران و خوش‌نویسان برجسته فراهم کرد. این بنا نمونه‌ای شاخص از معماری تیموری با تزیینات فاخر کاشی‌کاری و کتیبه‌های هنری است.

او همچنین از کتاب‌آرایی، خوش‌نویسی و نگارگری حمایت می‌کرد و در شکل‌گیری کارگاه‌های هنری در هرات نقش مؤثری داشت. حمایت مالی و سیاسی گوهرشاد بیگم باعث شد هنرمندان در فضایی امن و پایدار فعالیت کنند و آثار ماندگاری خلق شود.

تاریخ، تیمور را به عنوان بنیان‌گذار قدرت سیاسی امپراتوری تیموری می‌شناسد، اما نوادگان او را باید به عنوان حاکمانی بدانیم که با حمایت آگاهانه از فرهنگ و هنر، آن قدرت را به تمدنی ماندگار تبدیل کردند؛ تمدنی که تأثیر آن تا دوره صفویان و حتی فراتر از آن ادامه یافت.

 

یادگار فولادی شاهرخ تیموری در حرم امام رضا (ع)

به جز آثار به‌جای‌مانده از گوهرشاد بیگم در حرم امام رضا (ع)، از همسر او نیز آثاری به یادگار مانده است که «پنجره فولاد زرکوب» یکی از نمونه‌های آنهاست. پنجره‌ای فولادی که توسط خود شاهرخ، حاکم تیموری، به حرم مطهر امام رضا (ع) اهدا شده است.

این پنجره که در سال ۷۹۵ هجری خورشیدی و به دست حاجی محمد حافظ اسفراینی ساخته شده، نمونه‌ای ارزشمند از هنر فلزکاری دوره تیموری محسوب می‌شود. این پنجره که ابعادی به طول ۱۲۶ و عرض ۱۰۰ سانتی‌متر دارد، با فولاد و تزیینات زرین مزین شده است.

دور تا دور دولت در آن به خط نسخ و به‌وسیله طلا؛ درود و صلوات بر پیامبر و امامان معصوم (ع) نوشته و در فاصله صلوات‌ها عبارت «القدرةلله» تکرار شده است. عبارت نوشته شده روی کتیبه‌های زرین آن، «امر به عمارة هذا البنجره من خاص ماله السلطان الاعظم مالک الرقاب الامم معز دنیا و دین شاهرخ بهادر خلدالله ملکه» و نوشته‌های کتیبه پایین زیر دو لَت آن به این شرح است: «اعز المولانا السلطان الاعظم الامم مالک رقاب الامم السلطان سلاطین العرب و العجم تمت فی شهور محرم من سنه سبع عشر و ثمانمائه».

این اثر که اکنون در موزه مرکزی آستان قدس رضوی در معرض نمایش قرار دارد، از چند جنبه درخورتأمل است. نخست اینکه نشان می‌دهد خاندان تیموری، حتی در عرصه مذهبی نیز به هنر و معماری توجه داشته‌اند. دوم اینکه اهدای چنین آثاری نمادی از احترام و ارادت آنان به امامان شیعه و اماکن مقدس بوده است.

 

* این گزارش چهارشنبه ۸ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ در شماره ۴۶۸۵ روزنامه شهرآرا صفحه تاریخ و هویت چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44